چشمان منتظر
 
سلام بر چشمان منتظرت ،

                                که سالهاست 313 یار را به انتظار نشسته اند...


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک



برچسب‌ها: عکس انتظار
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

دلتنگم اقا


دلتنگ دیدنت


دلتنگ شنیدن صدای انا المهدی ات....


تا کجای عمرباید هرشب در انتظار تو ستاره بشماریم


تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم  .یا مولا



                                           اللهم عجل لولیک الــــــــــــــفــــــــــــــــــــــــــــــــــرج 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس رایگان و دائمی

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان
گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن
گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم


گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم


نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم مهر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی
اللهم و صل على ولى امرك القائم المؤمل و العدل المنتظر. و حفه بملائكتك المقربين، و ايده بروح القدس، يا رب العالمين. اللهم اجعله الداعى الى كتابك، والقائم بدينك، استخلفه فى الارض كما استخلفت الذين من قبله مكّن له دينه الذى ارتضيته، ابدله من بعد خوفه امنا، يعبدك لا يشرك بك شيئا...

امشب از شمع رخت‏ سوخته پروانه ما    آتش افتاده ز رخسار تو در خانه ما

چشم هامان خسته است. گويى در غبار اوهام فرو رفته‏ ايم.

دستهاى لرزانمان در انتظار دامان ترحم است.
و اين، گونه‏ هاى خشكيده‏ مان كه در قحطى شبنم مى‏ ميرد!
كاسه‏ هاى گدايى احساسمان را بنگر كه به خشكسالى معرفت دچار شده ‏اند.
كجاست آن ييلاق سبز نگاهت كه سپيده دمانش شبنم افشان است؟
كجاست آن حضور نورانى كه لحظه هاى حياتش ثانيه‏ هاى بارانى و زمزمه‏ هاى نورانى است؟
كجاست آن خضرا نشين صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟
كجاست آن مشعل دار نيمه شبان تاريك؟
اينك كه جهان در تاريكى نيايش است و انسان در بيابان جهل قدم مى‏زند.
اينك كه زمين در خشكسالى قنوت، آواز مرگ را زمزمه مى‏كند!
اى مهربان! او را برايمان بنمايان كه كاسه هاى گداييمان را به تصدقى پر سازد و گونه‏ هاى بهت زده‏مان را دست نوازشى كشد و لب هاى خشكيده معرفتمان را آب ظهور بنوشاند و سينه غربت كشيده‏ مان را به قربت محبت ‏برساند. نگاه او را عشق مى‏ورزيم.
زده بر عرش برين رايت فتح، آيت نصر عجل الله تعالى فرجه، حجت عصر شده بر ذات وى آيات خدايى، همه حصر شده بر شخص وى اجلال الهى، همه قصر ابد الله بقائه، رزق الله لقائه خلق الخلق به ثم له جل علاه .
اى پروردگار مهربان!
صلوات و تحيت فرست‏ بر ولى امرت. كه آرزوى سينه‏ هاى سوخته و نگاه هاى منتظر است.
پروردگارا!
فرشتگان مقرب را نگاهبانان او قرار ده. اينك كه او تنهاترين مرد افلاكى زمين است...
پروردگارا!
مهدى، هدايتگر انسان به سوى كتاب مبارك تو خواهد بود. نور را در زمين گسترش خواهد داد. و براى اقامه دين تو قيام خواهد كرد.
پروردگارا!
آن سلطان هدايت را، ملك سليمانى ده و فراتر از آن، مملكت دو جهانى كه خوبرويان آينه خوبى اويند.
او را در زمين، خليفه خود گردانيدى چون پيشينيان از داوود و پيامبران، كه او مجموعه صفات پيامبران و امامان است.
صورت حزينش دلرباتر از داوود و زيبايى چهره‏اش بهتر از جمال يوسف و سفره عشقش نمكين تر از همه.
پروردگارا! عشق را با دستان او بر قلب ها حاكم گردان و توحيد را با جام او بر جان ها بچشان.
او هرگز از ستمكاران نخواهد هراسيد و شريكى براى تو قائل نخواهد شد و او زيباترين استعاره رحمت توست.
خدايا!
او را براى انسانيت، نگاهدار... .

                                                      آمین رب العالمین...


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس رایگان و دائمی

همه جا غرق صفا شد شب ميلاد رضا
پر طراوت همه جا شد شب ميلاد رضا
همه جا آينه بندان همه جا آينه وار
محشر آينه ها شد شب ميلاد رضا

آسمانها به زمين خيره که اين توده ي خاک
مرکز نور خدا شد شب ميلاد رضا
شب ميلاد کرامت شب ميلاد کرم
شب ميلاد وفا شد شب ميلاد رضا

يا رئوف است رئوف نغمه ي قدسي نفسان
شب تسبيح و دعا شد شب ميلاد رضا
بارش رحمت و رأفت همه جاري است مگر
شب ميلاد رضا شد شب ميلاد رضا

خانه ي نجمه بود قبله ي دلها و بر آن
کعبه هم قبله نما شد شب ميلاد رضا
همه لطف و همه فيض و همه شور و همه نور
شب قدر آمده يا شد شب ميلاد رضا

عالم آل محمد به جهان جلوه نمود
عَلَم عِلم بپا شد شب ميلاد رضا
دومين بضعه مني که پيمبر فرمود
بود نشناخته تا شد شب ميلاد رضا

بعد موسي که بود رهبر معصوم بشر؟
حل شد اين مسأله تا شد شب ميلاد رضا
هشتمين حجت حق پرده ز رخسار گرفت
حاجت شيعه روا شد شب ميلاد رضا

بعد ده قرن که بگذشته از آن ليله ي قدر
مشهدش غرق صفا شد شب ميلاد رضا
نور زهرا و محمد ز فروغ ازلي
روشني بخش فضا شد شب ميلاد رضا

بهتر از هر چه که خورشيد بر او مي تابد
باز بر خلق عطا شد شب ميلاد رضا
به تماشاي بهشت حرم او ز بهشت
هر در و پنجره وا شد شب ميلاد رضا

ما محبان رضائيم و چو ما اهل رضاست
هر که پيوسته به ما شد شب ميلاد رضا
ذکر زوار جگر سوخته گِرد حرمش
يا معين الضعفا شد شب ميلاد رضا

قلم صنع خداوند مگر بنگارد
دردهايي که دوا شد شب ميلاد رضا
رسدش نامه ي آزادي محشر هر کس

که در اين خانه گدا شد شب ميلاد رضا
بهره از ذوق شفق برد «مؤيد» که سرود
شب ميلاد رضا شد شب ميلاد رضا


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس رایگان و دائمی

سلام آقا جان

نمیدونم الآن که سلام می کنم جوابم رو می دید یا نه!

اگه جواب ندید حق دارید!

دلم گرفته از بس گناه کردیم و کار خوبی نکردیم....

دیگه از بداش نمی گم که همین جوری دلتون رو خون کردیم حداقل دیگه من با حرفام آزارتون ندم!

آقا جان وقتی بعضی چیزا رو می شنوم از شما خجالت می کشم!

وقتی شنیدم که به اعمال من آگاهید ازتون خجالت کشیدم!

وقتی شنیدم که از اعمال بد من آزار می بینید خجالت کشیدم!

وقتی شنیدم که به آدمای گنه کاری مثل من که محب شما هستیم میگید از شما انتظار گناه نداشتم خجالت کشیدم!

خلاصه خجالت زده ام! ببخشید. دوست داشتم بودید به دست و پاتون می افتادم و می گفتم غلط کردم!

وقتی هم بعضی چیزها رو شنیدم حسرت خوردم!

آقا جان منو چطور صدا می زنید؟! آیا اصلا لایق هستم که صدام بزنید؟!!

ولی آقا من که بغیر از تو کسی رو ندارم دلداریم بده...با تو درد و دل نکنم با کی درد و دل کنم

 آقا جان آیا اصلا بود و نبودم برا شما فرقی می کنه؟! یا اگه اصلا نباشم شما راحت ترید؟!!

وقتی شنیدم که می رفتید کنار پیرمرد پینه دوز می نشستید و با ایشون صحبت می کردید حسرت خوردم!!

آری حسرت، حسرت از یک نیم نگاه شما!

آنان که خاک را به یک نظر کیمیا کنند               آیا شود گوشه چشمی به ما کنند

میبخشید آقا جان نا شکری کردم!

خدا رو شکر که شما رو داریم. اگه نداشتیم از غصه می مردیم!

آقا بخدا خسته شدم...حالم از خودم بهم میخوره....آقا جون بخدا دوست دارم.

تو رو به جدت امام حسین (ع)...مادرت زهرا(ص)منو بخودم وا ندار که به گناه میافتم

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

باشد که با تو غصه ها در ما بمیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشم های ما کمی تقوی بگیرد


                                         *******************************


مگذار مرا دراین هیاهو، آقا  

تنها و غریب و سربه زانو آقا

ای کاش ضمانت دلم را بکنی

تکرار قشنگ بچه آهو آقا




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی

توکه می آیی..

چشم ها را که می بندم آوا های عجیبی درذهنم تکرار می شود

باز تکراراین جمله:توکه می آیی...

توکه می آیی...

توکه می آیی دیگربه بودنت...به آمدنت شک نمی کنیم!

می دانی؟بدجور به عادت کردن عادت کرده ایم!

هر روز ،هرساعت،هرلحظه..لبخنده خداراروی سرمان حس نمی کنیم!

هر لحظه، هر لحظه، هرلحظه..خورشیدجلوی چشممان است ومادرتاریکی حیرانیم!

چشم هایمان را بسته ایم وبه دورخود می گردیم به زمین خوردنمان هم عادت کرده ایم..

راستش..تورا به گریه انداختیم،اشکت رادرآوردیم وحالا...به صدای هق هق ات هم عادت کرده ایم..

ما دیگرتمام شده ایم!قسمت آخرمان هم دارد به افتخار شیطان روی پرده می رود!

نیا!

خجالت می کشم از اینکه وقتی بیایی هنوز درخواب باشیم از اینکه هنوز نبودنت را درک نکرده ایم وآنوقت نامه های کوفی مان را به باد صبا می سپریم..

کاش یک روز برسدبیدارشویم از ای خواب زمستانی..از این...خودرابه خواب زدن زمستانی!

بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده ممکن نیست..کاش برسد روزی که خسته شویم از این بازی بچه گانه!

از این ادا در آوردن ها..از این خاله بازی های حماقت امیزمان دست برداریم.

توکه می آیی...

حالا می فهمم چرا غریبی!

آدم بیدار میان جماعت چشم بسته غریب است..سپیدی میان سیاهی ها خودنمایی می کندو گل نرگس را میان کرکس صفتان کاری نیست!

حالا می فهمم چراغریبی..

                                    غریبی چون از جنس ما نیستی..

توکه می آیی همه جارا یکدست می کنی

  توکه می آیی دیوارهاکوتاه می شود وعفت ها همت ها بلند!

توکه می آیی.......

                    عادتمان می دهی به بی عادتی
!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1392 توسط م.م.ص.ن

*اَللّـــهُمَّ عَـــجِّل لِــــوَلیِّــــــکَ الــــــفَرَج*





آپلود عکس

ای که دائم به جهان منتظر منتظری
                گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری
                                            روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
                                                                در فراقش غم دل داری و اشک بصری
فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
                بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری
                                           ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
                                                               باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟

دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
               می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟
                                          خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
                                                              لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
               داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
                                         گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
                                                              داری از بهر ارائه سند مختصری؟
ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
                  در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟
                                      برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
                                                          یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟

در پی امر به معروف و نهی از منکر
                 بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟
                                      هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
                                                         ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟

آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
                گر بگیرد " سِمت تو"  بدهد بر دگری؟
                                     داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
                                                        از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟
واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
               

                  می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟

                                    گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
                                                         خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری

                           ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی

                               توبه کن بلکه ز محبوب بییاید اثری 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس


من دل شکسته ام تو چرا گریه می کنی؟

داری کدام بغض مرا گریه می کنی؟

گریان غروب ها به کجا خیره می شوی؟

هر روز صبح زود چرا گریه می کنی؟

دارم برای غربت تو گریه می کنم

داری برای غربت ما گریه می کنی؟

عمری ست از تو غافلم و تو برای من

شب های جمعه پیش خدا گریه می کنی

دلشوره های امشب من بی دلیل نیست

سر بر کدام خاک؟ کجا گریه می کنی؟

این ابرها همیشه که باران نمی شوند

شاید تو بغض کرده ای یا گریه می کنی

...

برگشته ایم خسته و شرمنده و فقیر...

یا ایها العزیز....

چرا گریه می کنی؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس

شكوه ظهور تو هنوز پرچم توفيق بر نيفراشته است
 و خورشيد جمالت هنوز ديباى زرين خود را بر زمستان جان ما نگسترده است
، اما مهتاب انتظار در شب هاى غيبت ‏سوسو زنان چراغ دل هاى ماست.
نام تو حلاوت هر صبح جمعه است

 و حديث تو ندبه آدينه ‏ها.
ديگر از خشم روزگار به مادر نمى‏گريزم
و در نامهرباني هاى دوران، پدر را فرياد نمى‏كشم؛
 ديگر رنج ‏خار مرا به رنگ گل نمى‏كشاند؛
 ديگر باغ خيالم آبستن غنچه‏ هاى آرزو نيستند؛
 ديگر هر كسى را محرم گريستن هاى كودكانه‏ ام نمى‏ كنم:گریه:
حكايت‏ حضور، براى من ‏يادآور صبحى است كه از خواب سياهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم.
 من هميشه سرماى غم را ميان گرمى دست هاى پدرم گم مى كردم.
 كاشكى كلمات من  بى ‏صدا بودند؛
 كاشكى نوشتن نمى‏ دانستم و فقط  با تو حرف مى ‏زدم؛
 كاشكى تيغ غيرت، عروس نام تو را از ميان لشكر نامحرمان الفاظ  باز مى‏ گرفت و در سراپرده  دل مى‏ نشاند؛
 كاشكى دلدادگان تو مرا هم با خود مى ‏بردند؛
 كاشكى من جز هجر و وصال، غم و شادى نداشتم!

مى‏ گويند: چشم هايى هست كه تو را مى‏ بينند؛
دل هايى هست كه تو را مى‏پرستند؛
 پاهايى هست كه با ياد تو دست افشان‏اند؛
 دست هايى هست كه بر مهر تو پاى مى‏ فشارند.
مى‏ گويند: تو از همه پدرها مهربان ‏ترى، مى‏ گويند هر اشكى از چشم يتيمى جدا مى‏شود بر دامان مهر تو مى‏ريزد.
مى ‏گويند ... مى‏گويند تو نيز گريانى!
اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش كه آداب نجوا نمى‏ دانم.

مرا ببخش كه در پرده خيالم، رشته كلمات، سر رشته خود را از كف داده‏اند و نه از اين رشته سر می ‏تابند و نه سر رشته را مى يابند.
عمرى است كه اشك هايم را در كوره حسرت ها انباشته ‏ام و انتظار جمعه ‏اى را مى‏ كشم كه جويبار ظهورت از پشت‏ كوه‏هاى غيبت‏ سرازير شود، تا آن كوره و آن حسرت ها را به آن دريا بريزم و سبكبار تن خسته ‏ام را در زلال آن بشويم.
اى همه آروزهايم!

من اگر مشتى گناه و شقاوتم، دلم را چه مى‏ كنى؟
با چشم هايم كه يك دريا گريسته است چه مى‏ كنى؟
با سينه‏ ام كه شرحه شرحه فراق است چه خواهى كرد؟
از ندبه ‏هاى من كه در هر صبح غيبت، از آسمان دل تنگي هايم فرود آمده‏اند، چگونه خواهى گذشت؟

مى ‏دانم كه تو نيز با گريه عقد برادرى بسته‏اى و حرمت آن را نيكو پاس مى‏ دارى.
مى ‏دانم كه تو زبان ندبه را بيشتر از هر زبان ديگرى دوست مى ‏دارى.
 مى‏ دانم كه تو جمعه‏ ها را خوب مى‏ شناسى و هر عصر آدينه خود در گوشه‏اى اشك مى ريزى.

اى همه دردهايم! از تو درمان نمى‏ خواهم كه درد، تنها سرمايه من در اين آشفته‏ بازار دنياست.
تنها اجابتى كه انتظار آن را مى‏كشم جماعت ناله‏ هاست؛
 تنها آرزويى كه منت‏ پذير آنم، خاموشى هر صدايى جز نداي « يا مهدى‏» است.

گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مِهر       آن مِهر بر كه افكنم، آن دل كجا برم؟


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلودسنتر گیگ پارس

بسم رب المهدی
شعری نوشتم که میخوام بخونم
درد و دلای همه رو بدونم
درد دلامون همش تو یه تیپه
حال و هوامون همش تو یه تیپه
درد و دلم نه راجع به بی کاریست
نه راجع به تورم و هسته و دین زداییست
نه راجع به فساد و جرم و بلاست
فکر می کنید درد های ما این هاست؟
دردای ما درد پیری هم نیست
تو این زمونه دلیری هم نیتست
درد ودل من راجع به نامردیست
تنها گذاشتن رهبر هم مردیست؟
رهبر ما حالش الان هست غمین
معنی بسیجی هم بود همین؟
میگیم چرا حجت ما نمیاد
صاحب عصر ما چرا نمیاد
حالا اگه یوسف زهرا بیاد
امام ما حجت ما هم بیاد
میخوایم با اون هم بکنیم همون کار
که با اماممون کردیم ما کفار
همون امامی که روش آب رو بستیم
پهلوی مادرش رو هم شکستیم
بیاین نذاریم انصاف رو ما کنار
بیاین یه خرده جمع کنیم براش یار
یاری ما که این باشه به رهبر
یوسف زهرا رو نبینیم بهتر
حالا اگه یوسف زهرا بیاد
امام ما سرور ما هم بیاد
کدوممون براش ما صف کشیدیم؟
مثل همون صف های شیر که دیدیم
یوسف زهرا هم الان هست غمین
نکنید حالش رو بد تر از این
کلام آخرم اینه جماعت
ماها خوردیم به بن بست قساوت
قساوتی که حد و مرز نداره
میخواد یوسف زهرا رو بیاره؟
این صحبتم رو هم بگم والسلام
بیاین که خوب باشیم ختم کلام
  

یا علی التماس دعا


سروده  (محمد حسین حاجی احمدی)


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن


فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده :

يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟!

شب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند كه آن حضرت به او مى فرمايد : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اينجا همين نان و ماست و فيجيل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى بايد به هندوستان در شهر حيدرآباد دكن به خانه فلان كس مراجعه كنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو :
به آسمان رود و كار آفتاب كند .

پس از اين خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اينجا پريشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهيد !!

بار ديگر حضرت را خواب مى بيند كه مى فرمايد : سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با اين اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت كن ، اگر نمى توانى بايد به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگيرى و به او بگويى :
به آسمان رود و كار آفتاب كند



پس از بيدار شدن و شب را به صبح رساندن ، كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته به فروش مى رساند و اهل خير هم با او مساعدت مى كنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حيدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گيرد ، مردم از اين كه طلبه اى فقير با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بيند شخصى از پله هاى عمارت به زير آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گويد :
به آسمان رود و كار آفتاب كند

فوراً راجه پيش خدمت هايش را صدا مى زند و مى گويد : اين طلبه را به داخل عمارت راهنمايى كنيد و پس از پذيرايى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببريد و او را با لباس هاى فاخر و گران قيمت بپوشانيد .

http://goonagoon-groups.com/

مراسم به صورتى نيكو انجام مى گيرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذيرايى مى شود . فردا ديد محترمين شهر از طبقات مختلف چون اعيان و تجار و علما وارد شدند و هر كدام در آن سالن پر زينت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسيد : چه خبر است ؟

گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پيش خود گفت : وقتى به اين خانواده وارد شدم كه وسايل عيش براى آنان آماده است .

هنگامى كه مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نيز پس از احترام به مهمانان در جاى ويژه خود نشست .

آنگاه رو به اهل مجلس كرد و گفت : آقايان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثيه به اين طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانيد كه اولاد من منحصر به دو دختر است ، يكى از آنها را هم كه از ديگرى زيباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دين ، هم اكنون صيغه عقد را جارى كنيد .

چون صيغه جارى شد طلبه كه در دريايى از شگفتى و حيرت فرو رفته بود ، پرسيد : شرح اين داستان چيست ؟

راجه گفت : من چند سال قبل قصد كردم در مدح اميرالمؤمنين (عليه السلام) شعرى بگويم ، يك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع ديگر را بگويم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ايران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پيش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر كيميا اثر اميرالمؤمنين (عليه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پيدا شود و مصراع دوم اين شعر را به صورتى مطلوب بگويد ، نصف دارايى ام را به او ببخشم و دختر زيباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمديد و مصراع دوم را گفتيد ، ديدم از هر جهت اين مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .

طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟

راجه گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند

طلبه گفت : مصراع دوم از من نيست ، بلكه لطف خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) است .

راجه سجده شكر كرد و خواند :


به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند
x89_377818_orig.jpg


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس

شب قدر است و قدر آن بدانیم

نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

به درگاه خدا غفران و توبه

به شرطی که سر پیمان بمانیم

برای پاکی نفس و سعادت

همیشه بهر خود شیطان برانیم

شب تقدیر و ثبت سرنوشت است

دعا بر مومن و انسان بخوانیم

برای صیقل روح و روان ها

به دل دریائی ازایمان رسانیم

برای اولین مظلوم عالم

بسی خون دل از چشمان چکانیم

هزاران لعنت و نفرین بسیار

به قاتلهای مولامان رسانیم

در این شبها تو مهدی(عج) را صدا کن

چو یوسف غایب است حیران چنانیم

دعای اول و آخر ظهور است

که بیش از این در این هجران نمانیم

مسافر؛ را بگو ایمان قوی دار

که تا وصلی به این دامان امانیم

منبع :http://zamanezohur.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس

سلام من به قرآن بر سر تو

سلام من به قبر مادر تو

اگر زائر شدی صحن نجف را
سلام من به بابا حیدر تو

اگر زائر شدی بین الحرم را
سلام من به جدّ اطهر تو

بگو از جانب من با حسینت
سلام من به خون پیکر تو

اگر رفتی کنار قبر عبّاس
سلام من به آن آب آور تو

شب احیا کند ناله سه ساله
پدر جان، کی بریده آن سر تو

اگر رفتی کنار قبر زینب
سلام من به آن چشم تر تو

به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
بگو من هم بیایم در بر تو

خلاصه گویمت در بین سرداب
سلام من به سوز اطهر تو

" محمد مهدی عبدالهی "


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی


منم زیبا ،که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی ؟

تو با هرکس به غیراز من چه می گویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من ،خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی ،یا خدایی مهمانم کن

که من چشمان اشک آلودت را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را ،بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشویی بر ما و عاشق میشوم بر تو

که وصل عاشق و معشوق هم ،آهسته می گویم

خـــــــــــــــــــــــدایی عالـــــــــــــــمی دارد

تو زیباتر از خورشید زیبایم ،تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خود احسنت می گفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟؟؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی،ببینم من تو را از درگهم راندم؟

که میترساندت از من ؟رها کن آن خدای دور ؟!

آنان نامهربان معبود

آن مخلوق خودرا این منم پروردگار مهربانت

خـــــــــــالـقت

اینـــــــــــــــــــک صـــــــــــــدایم کـــــن مـــــــــــرا

با قطره ی اشکی به پیش اور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام ،آیا عزیزم حاجتی داری ؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمند

به نجوایی صدایم کن .

بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات اوردم

قسم بر عصر روشن ،تکیه کن بر من

قسم بر روز،هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور ،رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم ،شروع کن ،یک قدم با تو

تمام گامهای ی مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پرودگارت با تو می گوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان ،رهایت من نخواهم کرد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی

نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

رحمت بی منتها دوست می بارد به عالم

بس که خیر و برکت و فیض سعادت دارد امشب

این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان

بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب

جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته بر پا

زین سبب بر لیله الاسرار شباهت دارد امشب

سید خیل جوانان بهشت آمد به دنیا

مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی


يا رب آن طلعت زيبا ز پس پرده غيب

تو برون آور و ما را به لقايش برسان


آنچه مانع ز ظهورش شده از جا بردار

و آنچه اسباب ظهور است برايش برسان


دشمنانش همه تن ها ز روان خالي ساز

دوستانش همه را بوسه به پايش برسان


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس

گــــــــــــــــــــــــــــــام های خــــــــــــــــــــــــــداوند


(( خدا گوید : تو ای زیباتراز خورشید زیبایم ،


                 توای والاترین مهمان دنیایم ،


                            بدان آغوش من باز است ،


                                  شروع کن ،یک قدم باتو ،


تمام گام های مانده اش با من ...))


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس رایگان و دائمی

باز آمدی به بزم باده نوشان شکیبا که دلارام عاشقان شوی . باز آمدی که دل بری و جان بیاوری و نسیم صبح صفا در گیسوی مهر خان بیفکنی .چه مهربان یار و چه نیکو انیس و چه زیبا ندیم منی ای اهل غمزه و اغماض ،ای ماه بی مثال!ندیم بدی بودم و ندیده انگاشتی و باز به سراغم آمدی !

دوباره مرا به مهمانی ملکوت می خوانی و شرم،زبان اجابتم بسته است و بغض حسرت از گذشته ی خویش ،راه رهایی از نای بی نوایی ام می کاود ،جفا کردم از تو وفا دیدم .

دیده به رویت بستم و ابواب عفو به رویم گشودی و عاشقانه سفیر رحمت دلدارمان شدی .اشک انابه و لهیب دل و التهاب نگاهم ببین و ببخشای و سلام صمیم مرا دوباره پذیر و نامه ی ضیافت از من دریغ مدار ! تو رسول نگار و عشوه ی عرش و کرشمه ی احسان حبیب من و بشارت عنایت اویی .

ای ماه دلارای صائمان ،رمضان!

بر سراچه قلب غریبم خوش امدی !

مهجوری من از راه فائزین قدر ،حرمان هماره من است و دلجویی تو می جویم .

سحرات را دوست می دارم و هلالت بسان ابروی یار است و شبانگاهت عطر نیایش مولا دارد .عطش تو عاشورایی است و صیام ،میثاق ما با قیام یاران نینواست .

غروب تو ،طلوع فرحت ایمانیان است و خرسندی دوست ،و طلوعت غروب رذیلت و ریمنی در آفاق انفاس روزه دار .

رمضان، ای موسم غفران و غوغای عفو !

تو ضیافت جمع علی جویان و محفل انس عاشقان مولایی !عطشناکی ما در رویت هلال تو ،عطش دیدار امیر عدل و عاطفه ،علی ع است . نکهت ولایت از لحظه های آسمانی تو می خیزد و جان را به جنان والیان می خوانی .

عجبا از این ضیافت عظما و محفل زیبا و نشور بی همتا !اینک آیا بانک چاووش رحمت را می شنویی ؟مبادا از کاروان نیایشگران و نماز گزاران و سخا صفتان جدا افتی و ندیم حرمان و حسرت شوی . در ماه مهرورزان و در ساحا زیبای ایمانیان ،آماده آن شو که تن به دریایی ناپیدا کرانه ی قدر بسپاری و همپای طاهران در وادی فطر پا گذاری و آنگاه به مدینه الایثار عاشورا رسی .

پروردگارا !صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوع  مان ،بهانه ی تماشای یک نگاه ناز توست ،دریغمان مدار .

تشنه آب و گرسنه طعام نیستم .

ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات !سیه روییم و در سپیدی بحر عنایت خویش ،غسیل مان کن  و با دلی پاکیزه بر خوان ضیافت رمضان ،اذن جلوس مان ده.

شکرا که انتظاری تلخ به سر آمد و وصل شیرین یار ،حاصل شد .

اینک سپیده ،غالیه دان عطر نیایش می شود .عطش رمضان ،تذکار عطش عاشوراست .

لب های خشک روزه داران ،حسین ع را زمزمه می کنند .تلظی کام تشنگان ،شوق وصال دریای ایثار اباالفضل  ع در ساحل ارادت است .رمضان مقدمه ی محرم است .

قدر ، دروازه ی شهر نینواست .صیام ،طلیعه ی قیام است و صائمین ،طلایه داران سپاه قائم آل یاسین  عج .

در بهار وصل سالکانیم و توفیق حضوری دوباره در حلقه صالحان و دلدادگان دلارام یافته ایم و این شایان شکر در آستان خالق است . دلهایمان را فرش راه یار می کنیم و با سوز عاشقانه و ترنم واژهای زلال وحی ،قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم .

در ماه قربت و غفران ،حجابهای ظلمت و نور ،زدوده شده ،جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان ،هویدا خواهد شد .

بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم ،غبار از خود بروبیم و در جریده رمضان ثبت نام کنیم .

یاران رمضان و یاوران عاشورا !

گواریتان باد خوش گواری ضیافت نور .

ای میهمانان ملکوت !التماس دعا


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس رایگان و دائمی


در آثار اسلامی آمده است که :

مردی مودب به آداب ،در بازار بغداد بر سقط فروشی وارد شد و از او طلب کافور کرد .

سقط فروش پاسخ داد : کافور ندارم . آن مرد الهی گفت :داری ولی فراموش کرده ای ،در فلان بسته و در کنار فلان قفسه است .

مرد سقط فروش برابر با گفتار آن چهره پاک به سراغ آن کافور رفت و آن را به همان صورتی که آن رجل نورانی فرموده بود یافت .

از این معنی تعجب کرد و پرسید : شما از کجا دانستید در مغازه من کافور هست ،در صورتی که مدتهاست به خیال اینکه این جنس را ندارم مشتریان خود را جواب می کنم !

آن مرد الهی فرمود : یکی از دوستان مبارک وجود مبارک حضرت ولی عصر ع از دنیا رفته و حضرت اراده دارند که خود متکفل غسل و دفن باشند ،مرا به حضور خواستند و فرمودند که در تمام بازار بغداد به یک نفر اطمینان هست و او کافور دارد ،ولی داشتن کافور را فراموش کرده ،شما برای خرید کافور به نزد ایشان برو و آدرس کافور فراموش کرده را به او بده ،من هم به نشانی های ولی امر به مغازه تو آمده ام !!

سقط فروش بنای گریه و زاری گذاشت و از آن مرد الهی به التماس درخواست کرد که مرا برای دیدار مولایم گرچه یک لحظه باشد با خود ببر !!

آن مرد الهی درخواست او را بپذیرفت و وی را همراه خود برد ،به بیابانی رسیدند که خیمه یوسف عدالت در آنجا برپا بود .قبل از رسیدند به آنجا هوا ابری شد و نم نم باران شروع به فروریختن کرد ،ناگهان سقط فروش به یاد این معنی افتاد که مقداری صابون ساخته و برای خشک شدند بر بام خانه ریخته اگر این باران ببارد وضع صابون چه خواهد شد ؟

در این حال بود که ناگهان  صدای حضرت حجت حق برخاست که صابونی را برگردانید که که با این حال ،لایق دیدار ما نیست !!

اینجا که پیشگاه عبدی از عباد صالح خدا بود ،زائر را به خاطر داشتن دو حال نپذیرفتند ،آه و حسرت برجای می ماند اگر انسان برای نماز در محضر حق حاضر شود و رو به قبله آرد ولی دلش از قبله حقیقی غافل و به هزار جا غیر از پیشگاه حضرت محبوب مایل باشد .

آری، چون به طرف قبله ایستاده ای ،توجه داشته باش که در دریای بی نهایت در بی نهایت کرم ،لطف،عنایت،محبت،و وفا و غفران غرق هستی  ومعنا ندارد با رسیدند به غنای محض و رحمت صرف  باز قلبت رو به دنیا و اهل دنیا داشته باشد !



نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس رایگان و دائمی


الهی به حق خودت حضورم ده و از جمال آفرینش آفتاب نورم ده الهی راز دل رانهفتن دشوار و گفتنش دشوارتر ،الهی ماهمه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ،خدایا از پا تا فرق، در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض ،الهی تو حاضری چه بگویم و چون تو ناظری چه جویم بار پروردگارا اگر ستار العیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم خدایا به سوی تو آمده ایم ما را به خودمان برمگردان خدایا ظاهرت آنقدر زیباست باطنت چگونه است ،خدایا نبودم خلقت، وجودم نمودی، خفته بودم بیدارم کردی، تشنه بودم آب حیاتم بخشیدی متفرق بودم جمع کسوتم پوشاندی توفیق صلاتم مرحمت کردی الذین هم عن صلاتهم دائمون خدایا خوابهای ما را به بیداری تبدیل کن و ما را در آخرت روسفید گردان ،پروردگارا آن سرمایه داری که سرمایه نمی برد از گدا هم بیچاره تر است من شگفتم از کسی که غصه خودش را نمی خورد ولی غصه روزی دیگران را می خورد ،خدایا آمدم ردم مکن آتیشم ،سردم مکن ،پروردگارا ما از دوستانت هستیم هر چه کنیم کم است و تو هر چه کنی زیاد و بسیار .یا من یعطل کثیرو و بالقلیل ،الهی از دردم خشنودم که درمانش تویی و از تو شرمنده ام که بندگی نکرده ام ،شکر خدایی را می کنم که دوستانم عاقل و دشمنانم احمق .

 خدایا توفیق شب زنده داری و نماز شب و اشک ریزی را به من عطا کن ،بارالها امروز بینا تر از من کیست که تو را می بینم و شنوا تر از من کیست که سخن تو را می شنوم و گویا تر از من کیست که سخنانت را می گویم و دارا تر از من کیست که تو را دارم این بنده را شرمنده مکن و از نیت گناه و معصیت حفظ فرما ،خدایا آخر چرا انقدر بی انصاف و بی معرفت باشیم و به فکر آن حجت الهی نباشیم تا کی در حضورش خطا و عصیان  کنیم و به جای اینکه زینت اقا امام زمان عج باشیم با اعمالمان دل پاک و مطهرش را بدرد آوریم از انجا که این آخرین حجت الهی چون اجدادش مهربان و رئوف و با گذشت است که به جای نفرین برای ما دعا می کند .

شما را به خدا آیا دور از انصاف نیست که گوهر پاک ولایت صبح تا شب بفکر ما باشد ولی ما گنهکاران از یاد او غافل شویم در صورتی که هیچ عملی در دادگاه پروردگار بدون نداشتن ولایت امام زمان عج مورد قبول خدای بزرگ قرار نمی گیرد .پیامبر اکرم ص می فرماید :هر کس منکر فرزندم قائم باشد مرا منکر است .پدر و مادر عزیز ،خواهر و برادر گرامی بیاید همان طوری که منتظر مهمان هستیم خانه را تمیز و جارو می کنیم روح و جسممان را از آلودگی پاک کنیم و به عنوان یک منتظر واقعی و روی خجل دست تمنا به سوی آن یوسف زهرا گشوده و عرض کنیم ،مهدی جان عزیز فاطمه ای سفر کرده ما که سختی کشیدیم اندک سرمایه اندوخته ایم پیمان ما را کامل گردان ای عزیز ای خورشید پر کشیده در پشت ابرها، هجران تا کی تو همچنان در غیبت و ما این چنین در هجران جان جهانی نثار تو باد آیا هجران امروز به فردای وصال نمی رسد .ای پیشوای دادخواهان ،ای فریاد رس مظلومان ،ای آخرین امید بندگان جستجو گر هر سحر ،قامت تو را منتظریم آیا می شود که شب تار ما را به صبح روشن مبدل کنی ای رویت رسول خدا ،ای عصای موسی در دست ،ای خاتم سلیمان در انگشت ،ای کمال عیسی را وارث ،ای صبر ایوب را صاحب ،ای پوره ی عسکری ،ای قرآن ناطق خدا ، ای اسم اعظم ،ای زاده یاسین ،ای فرزند طاها ،ای جواز پل صراط ،ای راه مستقیم ،ای تصلای دل زهرای اطهر ،ای مظهر رحمت بیکران ،ای آخرین مولا بر ما چه گران است که چهره دلربایت را ببینیم ولی تو را نشناسیم ،ای قلب عالم مکان آخر تا کی در انتظار مقدوم پاکت بشینیم جان ،مال و فرزندانمان فدای قدوم پاک تو باد با هزاران تاسف می دانم که غیبت تو از ماست ،همچنان که خود فرمودی اگر شیعیان ما که خداوند توفیقشان دهد در وفا و عهد و پیمانی که دارند هم دل شوند سعادت دیدار ما به ایشان به تاخیر نمی افتاد و زودتر نصیب آنها  می شد دیدار با شناخت کامل و بدانید ای عزیزان تا صاحب اصلی قرآن و دین نیاید این مشکلات خواهد بود و هر روز رنگ دیگری عوض می کند و هرگز نجات نخواهیم یافت اگر امروز درست شود فردا مشکلی دیگر جای او را می گیرد .

ای آخرین رسالت ،ای شمشیر علی بیا و با ذوالفقارت دست دشمنان را کوتاه کن ما همه خواسته هایمان را می گذاریم وتا  برای فرج و سلامتی امام زمان عج  دعا کنیم .

امام صادق علیه السلام می فرماید : هر کس برای فرزندم مهدی دعا کند برای او دعا می کنم خوشا به حال کسی که امام زمانش از او راضی باشد و برای او دعا کند .

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا تو نگهدارش باش

پدر و مادر و خواهر و برادر عزیز خیال می کنید در مقابل این همه دروغ و غیبت ،ریاکاری و دنیا پرستی ،بی حجابی و چون حیوان به جان هم افتادن و بی حرمتی به کلام خداوند و بی اعتنایی به امام زمان عج عذاب ندارد .بخدا در مقابل این اعمال باید بر ما از آسمان سنگ ببارد می دانید چه کسی جلوی این عذاب را می گیرد ؟ آری این دعای شبانه امام زمان عج است .

سید بن  طاووس می فرماید : در سراب امام زمان عج در سامرا بودم صدای ملکوتی امام را شنیدم که با خالق یکتا راز و نیاز می کرد می فرمود پروردگارا شیعیان ما از ما هستند  و از زیادی گل ما خلق شدند و آب ولایت ما را به جبین  گشته اند خدایا انها را بیامرز و گناه آنها را عفو فرما تا فردای قیامت بتوانند یا شفاعتشان سبب نجات عده ای زیادی از اتش جهنم شوند.

دل به امید وصال تو غزل می خواند

قامت تو به بلندی قیامت ماند

ادم خفته  به رخسار تو بیدار شود

صبح از قبله چشم تو بیدار شود

التماس دعا

نوشته شده توسط مریم حسام زاده

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

روشن شد از این عید، جهان تاریک

یا رب بنما ظهور مهدی نزدیک

در گلشن زهرا، گل نرگس بشکفت

شد نیمه ی شعبان، به محمد تبریک

*میلاد آخرین شکوفه ی باغ احمدی، حضرت مهدی(عج) مبارک*



آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک





نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


ناله ها دارد دلم یارب ز جور روزگار


آه،پس کی میرسد بیچارگان را غمگسار


طبل شادی کی زند مرغ دلم ،کی میرسد


قائم آل محمد ص ، حجت پرودگار 

****یا صاحب الزمان ****

فرسوده شد از هجر تو این جسم من ای دوست


رخصت بده تا نزد تو سازم وطن ای دوست


هنگام سفر آمده و چشم براهم


یک لحظه تو را بینم و پوشم کفن ای دوست



نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس

این اسامی مبارک آن حضرت را که با الفاظ مختلفی در بسیاری از کتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است

*  " صاحب " در صحف ابراهیم علیه السلام

*  "قائم " در زبور سیزدهم

* "قیدمو" در تورات به لغت ترکوم

* "ماشیع" (مهدی بزرگ) در تورات عبرانی

* "مهید آخر " در انجیل

* "سروش ایزد "در زمزم زدتشت

* "بهرام "در ابستاق زندو پازند

* "بنده یزدان "هم در زند و پازند

* "لندبطاوا" در هزار نامه هندیان

* "شماخیل " در ارماطس

* "خوراند "در جاویدان

* "خجسته " (احمد) در کندرال فرنگیان

* "خسرو"در کتاب مجوس

* "میزان الحق"در کتاب اثری پیغمبر

* "پرویز" در کتاب برزین آذر فارسیان

* "فردوس اکبر " در کتاب قبروس رومیان

* "کلمه الحق" در صحیفه آسمانی

* "لسان صدق" در صحیفه آسمانی

* "صمصام الاکبر "در کتاب کندرال

* "بقیه الله "در کتاب دوهر

* "قاطع " در کتاب قنطره

* "منصور" در کتاب دیده براهمه

* "ایستاده " (قائم ) در کتاب شاکمونی

* "ویشنو" در کتاب ریگ ودا

*"راهنما "(هادی و مهدی) در کتاب پاتیکل

* " پسر انسان " در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن )

* "سوشیانس" در کتاب زند و هومو من یسن ، کتاب زردتشتیان

*   در کتاب " شابوهرگان" کتاب مقدس "مانویه" ترجمه "مولر"نام "خودشهر ایزد" آمده که باید در آخر الزمان ظهور کند و عدالت را در جهان آشکار سازد

"فیروز " (منصور) در کتاب شعیای پیامبر ص

منبع : پاسخ به یکصد سوال و شبهه  مولف موسی کمال ص 326



نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

آپلود عکس

بشتاب ای منجی عالم

بشات ای روح عدالت

بشتاب ای نور اللهی به جهان کفر ذلالت

بشتاب ای تو که بزرگی

بشتاب از تو جلالت

بشتاب ای نور ولایت

تو عزی مصر وجودی

تو یگانه منجی عالم

تو شه ثانی عشر هستی

ابا صالح تویی که ملک فقیرت

اباصالح تویی که دلا اسیرته


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن

سلام بر مظهر عدالت و رستگاری

  سلام بر او که نام زیبایش سرود و امید است و ترجمان روح نجات به تمامی عاشقان و دلباختگان یوسف زهراست

که دعای هر جمعه ما به استجابت این دعا ست

دست دعا بردار و دعای فرج بخوان

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان عج الله

آپلود عکس



نوشته شده در تاريخ شنبه یکم تیر 1392 توسط م.م.ص.ن
آپلود عکس

شده روشن چراغ سحرت لیلا
صلوات خدا، بر پسرت لیلا

ای یم عصمت گوهـــر آوردی
مرحبـا لیـلا پسر آوردی

****
جلوۀ روی او همه رسول‌الله
خلق او خوی او همه رسول‌الله

جلوۀ حُسنِ- داور آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی‌
****
از رسول خدا آینه داری تو
شرف و عزت آمنه داری تو

حیدر آوردی حیــدر آوردی
مرحبـا لیلا پسر آوردی
یار خون خدا بر تو سلام الله
بر روی دست خود داری کلام‌الله

امشب عباسِ- دیگــر آوردی
مرحبـا لیلا پسر آوردی
****
این پسر رهبر نسل جوانان است
حسن و خال و خطش تمام قرآن است

تو جوانان را رهبــر آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی
****
تو به دامن علی می‌پروری لیلا
یا مگر مادر پیغمبری لیلا

ای یم عصمت گوهـر آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی

 سازگار

منبعhttp://sobhan54.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 توسط م.م.ص.ن